نیم ساعت وقت دارم بنویسم!
خیلی نوشتم و تو چرک نویس مونده و منتشر نکردم
ولش...حرف زیاده...
ب تولدم کم مونده و میترسم امسالم مثه ۳ ساله گذشته روز تولدم ب گریه کردن بگذره...
دلم اصلن کادو نمیخاد...دلم دیوونه بازی میخاد...دلم خاطره میخاد...دلم تجربه ی جدید میخاد!
هر کی یه کادو میگیره میندازه جلوت ک دلت خوش باشه ک ب یادتن...بعضیا واقعن با عشق برات کادو میخرن و اینو وقتی کادو رو میگیرم حس میکنم!
کسی وظیفش نیس برام کادو بخره...از رو اجبار کادو نمیخام...تولدم ک بگیرم کادو ها رو جلوی جمع باز نمیکنم...نمیخام بفهمم کی چی آورده (پس اگه کسیم کادو نده مشخص نمیشه)
من یه چیزایی بیشتر از یه جسم میخام!
دارم غمباد میگیرم...توجه نکن!
توی این سالن درن دشت
یکی دنبال تو میگشت
یکی مبهوت نگاهت
یکیم دور تو میگشت
...
آهنگ سالن از کلم باند
ما را در سایت خاطراته یه وروجک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18