علی راست میگه آدم ک ازدواج کنه همه زندگیش میشه همسرش!
ب حرفای علی فکر میکنم(ناخودآگاه)
ینی یهویی تصورش میاد تو ذهنم!(تصور حرفاش)
این علی ای ک پیشم نیست و هر از گاهی میبینمش یه جوری بهم چیره شده ک خودم موندم..بعضی وقتا..خودمو تو آینه نگاه میکنم و میگم ن، نباید من کسیو این قد دوست داشته باشم!
منی ک همش خودم خودم میکنم پ چ جوری میشه!؟..مگه تو خودم یکی دیگه جا میشه!؟(ینی آدمه خودخواه مگه میتونه کسه دیگه ای رو غیر از خودش ببینه)
غزل نگرانم شد وقتی از حسام بش میگفتم و فقط گف مواظب خودت باش!
من ک کاری نمیکنم و فقط ب حسام اعتماد میکنم...
چ جوری بعضی از حسا سر ذوق میارنتو بعضیاشون تا مغز استخون میسوزوننت!؟
از اون جایی حس کردم واقعن دوسش دارم ک ...وقتی از دستم ناراحته و یا از دستش ناراحتم حوصله هیچ کسو هیچ چیو ندارم!(ولی بعدش نمیدونم چ جوریه ک بیشتر از قبل دوسش دارم)
حتی امیر علی ک دنیامه...وقتی قسمتون میدن ب جونه کسی ک دوسش دارید شما یاده کی میوفتین!؟
من یاده داداچ امیر علی میوفتم..پس چ جوریه ک این علیه میتونه کاری ک من حوصله ی عزیز ترین کسمو نداشته باشم!
میدونم دلت میخاست یه دفه از تو بنویسم و نمیدونی ک همش از تویه علی مینویسم و نمیخام کسی بخونه...
بهت نمیگم این پستو گذاشتم..هر وقت حس کردی تو روز مرگیت گم نشدمو نیاز داری ک بهم سر بزنی، اینو میخونی!
دوست داشتنت ترسناکه...
خاطراته یه وروجک...ما را در سایت خاطراته یه وروجک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16