من که ندیده ام زنی عاشق شود...
و جز دوست داشتن چیز دیگری را به زبان بیاورد...
قول میدهم که هیچ چیز غیر دوستت دارم نمی شنوید از او...
وقتی میگوید چقدر خوب موهایت حالت گرفته اند امروز...
یا چقد این لباس به رنگ و رویت امده است...
یا مثلا چقد بهت گفته ام که صبحانه نخورده از خانه بیرون نرو...
ناهارت را یخ زده نخور...
شامت را از ساندویچی های بد مزه فلان جا نخر...
وقتی میگوید امروز خسته ای بیا بنشین کمی کتاب بخوانم برایت...
کیک زعفرانی پخته ام برایت بیا با کمی چایی بنوش...
یا حتی وقتی که میگوید دیگر نمیخواهم ببینمت...
خسته ام کرده ای...
طاقت بودنت را ندارم...
یا وقتی حتی میگوید چقد از تو دلخورم...
چقدر می خواهم نباشی...
چقدر حس میکنم دیگر دوستت ندارم...
باور کنید این ها همه در زبان زن ها دوستت دارم معنا میشود...
زن ها بلد میخواهند...
مترجم میخواهند...
باید عاشق باشی تا بفهمی شان...
باید گوش هایت عاشق باشد...
باید ببلعد کلماتش را...
در ذهن برگردان کند به زبان عاشقی...
و از چشم هایت عشق بزند بیرون...
زن ها کارشان دوست داشتن است...
نترسید...
بلدشان شوید...
بعد خواهید دید چیزی به غیر از دوستت دارم از گلوگاه حنجره شان خارج نمیشود!
این متنو پیدا کردم...نویسندش مشخص نیس(پیدا کردم اسمشو میزارم...عجله داشتم این متنو بزارم آخه)
خاطراته یه وروجک...
ما را در سایت خاطراته یه وروجک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت: 7:43